سلام به رفقای اهل دل و پایهثابتهای ستون حواشی مجله بت فوروارد. آقا ما تو این قسمت همیشه از کلکلها، دعواها و سوتیهای عجیبغریب فوتبالی گفتیم و با هم خندیدیم، اما امروز دیتایی دستمون رسیده که نه جای خنده داره، نه کلکل. امروز قراره بریم سراغ یه اتفاق باور نکردنی و به شدت ترسناک. یه تقارن شوم که باعث میشه آدم باورش بشه بعضی بازیها واقعاً نفرینشدن. پاپکورنها رو بذارید کنار چون قصه امروز درباره مسابقهایه که سوت آغازش بوی خاک، آوار و مرگ میده، بله تقابل نحس برزیل و اسکاتلند.
کابوس در کاراکاس
بامداد امروز، در حالی که میلیونها خوره فوتبال تو سراسر دنیا زل زده بودن به تلویزیون تا بازی برزیل و اسکاتلند تو جام جهانی ۲۰۲۶ رو ببینن، زمین تو ونزوئلا تصمیم گرفت بازی بیرحمانه خودش رو شروع کنه. ساعت ۱۸:۰۴ به وقت محلی بود که یه زلزله وحشتناک ۷.۲ ریشتری حوالی کاراکاس رو لرزوند. هنوز ملت از شوک درنیومده بودن که فقط ۳۹ ثانیه بعد، یه لرزش مهیبتر ۷.۵ ریشتری تیر خلاص رو زد.
تو همون لحظاتی که برزیل تو مستطیل سبز داشت با ۳ گل اسکاتلند رو له میکرد، تو ونزوئلا ساختمونها تو منطقه چاکائو جلوی چشم مردم مثل قوطی کبریت مچاله میشدن. فرودگاهها از کار افتاد و صدها نفر زیر آوار موندن. در حالی که دولت ونزوئلا تا الان فقط پیدا شدن پیکر ۲۳۵ قربانی رو تایید کرده، ثبت آمار وحشتناکِ بیش از ۴۹ هزار مفقودی نشون میده عمق این فاجعه خیلی تاریکتر و سنگینتر از چیزیه که تصور میشد. اوضاع اونقدر بد شد که دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت، فوراً وضعیت اضطراری اعلام کرد. کارشناسای اقتصادی اول گفتن این فاجعه ممکنه تا ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور رو ببلعه ولی فعلا پیشبینیها روی ۱ تا ۵ درصد خسارت متمرکز شده. تا همین الان بیشتر از ۱۰ کشور کمکهای امدادی فرستادن تا بلکه یه ذره از این درد بزرگ و این کابوس ملی کم بشه.
زخم ۳۶ ساله رودبار، بیدار ماندیم تا زنده بمانیم
اما رفقا، برای ما ایرانیها این خبر فقط یه تیتر حوادث اون سر دنیا نبود. این خبر قشنگ یه خنجر بود به یه زخم کهنه ۳۶ ساله حالا قضیه چیه؟ ۳۶ سال پیش دقیقاً تو همون لحظاتی که برزیل و اسکاتلند تو جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا داشتن با هم بازی میکردن، یه فاجعه کاملا مشابه تو ایران رقم خورد.
بامداد ۳۱ خرداد ۱۳۶۹، خیلی از ماها بیدار مونده بودیم تا جادوی برزیلیها رو ببینیم. لوییز مولر تو دقیقه ۸۱ تکگل بازی رو زد، اما خیلی از تماشاگرها تو گیلان و زنجان هیچوقت سوت پایان اون بازی رو نشنیدن. زلزله ۷.۴ ریشتری رودبار و منجیل، تو چند ثانیه ۴۰ هزار نفر رو به کام مرگ کشوند و دهها هزار نفر رو بیخونه کرد. سالهاست بازماندههای اون شب سیاه تو شمال کشور یه جمله معروف دارن: «ما زنده موندیم، چون بیدار بودیم و داشتیم بازی برزیل و اسکاتلند رو میدیدیم» یعنی فوتبال تو اون شب برای خیلیا فرشته نجات شد و صدای گزارشگر تلویزیون، با صدای ریختن آوار عوض شد.
سوت پایان: بازی ذهن و یک تقارن شوم
حالا بعد از نزدیک به چهار دهه، تاریخ با بیرحمی تمام دوباره تکرار شده. ذهن انسان همیشه دنبال پیدا کردن الگوها و تقارنهاست. درسته که از لحاظ علمی هیچ ربطی بین گردش یه توپ چرمی و حرکت گسلهای زمین نیست، اما ذهن آدم مگه این چیزا حالیش میشه؟
از امروز به بعد، مردم ونزوئلا هم مثل مردم ایران، با شنیدن اسم مسابقه «برزیل و اسکاتلند» به جای یادآوری هیجان و گل، یاد آوار و تاریکی میفتن. کاش فیفا کلاً یه تبصره بزنه این دو تا تیم دیگه هیچوقت تو هیچ تورنمنتی به تور هم نخورن تا دیگه هیچ ملتی مجبور نشه با سوت داور، عزیزانش رو زیر خاک جستجو کنه.
تا یه اتفاق عجیبغریب دیگه تو دنیای فوتبال، مراقب خودتون و عزیزانتون باشید





