در طول تاریخ، قهرمانان معمولاً بر پایه یک سبک و تفکر مشخص یا همان «نقطه اتکای اصلی در مسابقات» به موفقیت رسیدهاند. میگل دلینی نیز تأکید میکند که مصدومیتها و خستگی بازیکنان، ضربات شروع مجدد، کیفیت ستارهها و گرمای هوا از دیگر عواملی هستند که در رقابتهای تابستان امسال نقشی تعیینکننده خواهند داشت. در این مقاله از مجله بت فوروارد گفت و گویی داشتیم با توماس توخل درباره عوامل تعیین کننده قهرمانی در جام جهانی 2026 پس تا پایان با ما همراه باشید.
قهرمانی در جام جهانی 2026 از نگاه توماس توخل
در نخستین گفتوگوهای توماس توخل برای قبول هدایت تیم ملی انگلیس، او تصویری هیجانانگیز از یک سبک بازی مبتنی بر شدت و سرعت بالای لیگ برتر در ذهن داشت؛ اما تنها یک سفر به ایالات متحده در تابستان گذشته باعث شد این دیدگاه را مورد بازنگری قرار دهد.
گرمای طاقتفرسای حاکم بر جام جهانی باشگاههای ۲۰۲۵ باعث شد این سرمربی آلمانی و کادر فنیاش به این نتیجه برسند که داشتن یک «الگوی بازی مقاوم در برابر گرما» کاملاً ضروری است؛ موضوعی که احتمالاً حتی بر انتخاب بازیکنان او نیز تأثیر گذاشته است. این نیاز زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بسیاری از بازیکنان انگلیس در حال پشت سر گذاشتن دو فصل از فشردهترین و دشوارترین دورههای باشگاهی فوتبال اروپا هستند.
همانطور که آنتونی بری، دستیار توخل، میگوید:
«قرار نیست بهترین تیم، بهترین فوتبال ممکن را به نمایش بگذارد.»
این موضوع بهطور طبیعی یک پرسش مهم را مطرح میکند: بهترین راه برای قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۶ چیست؟
نقش گرما و شرایط آبوهوایی در عملکرد تیمها
در بیشتر سالهای قرن بیستویکم و در نتیجه تحولاتی که در فوتبال مدرن رخ داده است، بهطور کلی دو رویکرد اصلی برای قهرمانی در تورنمنتهای بزرگ وجود داشته است. یکی از این رویکردها، تکیه بر یک فلسفه و ایدئولوژی بزرگ فوتبالی بوده است؛ سبکی که بهترین نمونه آن را میتوان در تیم ملی اسپانیا دید و بعدها آلمان نیز آن را دنبال کرد. این شیوه عموماً بر پایه فوتبال مبتنی بر موقعیتگیری پپ گواردیولا شکل گرفته است؛ زیرا اصول آن به بخش مهمی از سیستم مدرن پرورش استعداد در کشورهای پیشرفته فوتبال اروپا تبدیل شده است.
دو رویکرد اصلی برای قهرمانی در جام جهانی
این رویکرد در صورتی که تیم از بازیکنان باکیفیت برخوردار باشد، میتواند تواناییهای آنها را به حداکثر برساند، اما در عین حال به هماهنگی و انسجامی تقریباً بینقص نیاز دارد. در غیر این صورت، کوچکترین ضعفها و شکافها میتوانند به نقاط آسیبپذیر بزرگی تبدیل شوند و کل ساختار تیم را تحت تأثیر قرار دهند.
رویکرد دوم چیزی است که از آن با عنوان «فوتبال تورنمنتی» یاد میشود؛ سبکی که تیم ملی فرانسه تحت هدایت دیدیه دشان و تیم ملی پرتغال در یورو ۲۰۱۶ نمونههای شاخص آن بودند. در این روش، تیم معمولاً با آرایشی دفاعیتر و در خطوط میانی یا عقب زمین بازی میکند و تاکتیک خود را بر اساس شرایط هر مسابقه تغییر میدهد.
ساختن یک تیم بر پایه این سبک نسبتاً سادهتر است، اما معمولاً نمیتواند به همان سطح از برتری و کیفیتی برسد که تیمهای دارای فلسفه مشخص ارائه میدهند. در چنین مسابقاتی، نتیجه اغلب با جزئیات کوچک، لحظات حساس و تفاوتهای بسیار اندک رقم میخورد.
قهرمانی آرژانتین با هدایت لیونل اسکالونی در جام جهانی ۲۰۲۲ نشان داد که این تقسیمبندی سنتی شاید در حال تغییر باشد. اسکالونی عناصری از هر دو رویکرد را با یکدیگر ترکیب کرد و در عین حال تیمش را به سبکی متمایز و ریشهدار در ویژگیهای شناختهشده فوتبال آرژانتین پیوند زد.
این روند ممکن است در جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از پیش گسترش پیدا کند و شاهد شکلگیری مدلهای جدیدی برای رسیدن به موفقیت در بزرگترین رقابت فوتبال جهان باشیم. این موضوع فقط به این دلیل نیست که سایر تیمها معمولاً از الگوی قهرمان دوره قبل الهام میگیرند و سعی میکنند مسیر موفقیت او را تکرار کنند. دلیل مهمتر، ماهیت خاص جام جهانی ۲۰۲۶ است.
با وجود اینکه تیمهای قهرمان جام جهانی پس از پایان مسابقات معمولاً مورد ستایش فراوان قرار میگیرند و موفقیت آنها نتیجه برنامهریزی و کیفیت فنی دانسته میشود، واقعیت این است که برای رسیدن به قهرمانی، همیشه مقدار قابل توجهی شانس نیز نقش دارد.
حتی میتوان گفت میزان شانس در شرایطی که یک تیم مسابقات را آغاز میکند، گاهی از شانس لازم برای قهرمانی هم بیشتر است. عواملی مانند آمادگی جسمانی بازیکنان، مصدومیتها، خستگی ناشی از فصل باشگاهی، شرایط آبوهوایی و وضعیت روحی تیمها میتوانند پیش از شروع رقابتها تأثیر عمیقی بر سرنوشت آنها بگذارند؛ مسائلی که اغلب خارج از کنترل سرمربیان هستند اما در نهایت میتوانند مسیر یک جام جهانی را تغییر دهند.
یک تیم قدرتمند باید بتواند در طول یک دوره چهار ساله، درست در همان یک ماه سرنوشتساز جام جهانی به اوج آمادگی خود برسد؛ آن هم در حالی که باید با مجموعهای از عوامل غیرقابل پیشبینی و متغیرهای گوناگون کنار بیاید.
خستگی بازیکنان و فشردگی مسابقات باشگاهی
گاهی ممکن است درست در بدترین زمان ممکن، چندین مصدومیت به ظاهر جزئی اما تأثیرگذار گریبانگیر تیم شود و برنامههای فنی را به هم بریزد.
و جام جهانی ۲۰۲۶ از این نظر حتی از بسیاری از دورههای گذشته پیچیدهتر است؛ زیرا متغیرها و عوامل تأثیرگذار در آن بیش از همیشه هستند. شرایط آبوهوایی متفاوت، فشردگی مسابقات، خستگی ناشی از فصلهای سنگین باشگاهی، گستردگی جغرافیایی محل برگزاری رقابتها و مسائل مربوط به ریکاوری بازیکنان، همگی عواملی هستند که میتوانند سرنوشت تیمها را تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، موفقیت در این تورنمنت شاید بیش از هر زمان دیگری به توانایی سازگاری با شرایط و مدیریت درست چالشهای پیشبینینشده وابسته باشد.
بیش از هر چیز، مسئله خستگی بازیکنان اهمیت دارد.
حتی نگاهی کوتاه به تصاویر و خلاصه مسابقات جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا میتوانست کادرهای فنی تیمهای ملی را نسبت به شرایط سخت آبوهوایی هشدار دهد. در آن رقابتها، جان آلدریج در دیدار مقابل مکزیک زیر گرمای شدید شهر اورلاندو به مرز انفجار عصبی رسید و استیو استانتون نیز به دلیل آفتاب سوزان مجبور بود هنگام بازی کلاه بر سر بگذارد.
در همین حال، آریگو ساکی، سرمربی وقت ایتالیا، از دشواری شرایط آبوهوایی شکایت داشت و میگفت تیمش در «آبوهوایی غیرممکن» بازی میکند؛ شرایطی که به گفته او «کاملاً برخلاف نوع فوتبال مورد نظر من، یعنی بازی سریع و با ریتم بالا است.»
این تجربهها نشان میدهد که گرما و شرایط جوی میتوانند به اندازه مسائل فنی و تاکتیکی در سرنوشت یک جام جهانی تأثیرگذار باشند؛ موضوعی که با توجه به برگزاری بخش زیادی از مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ در ماههای گرم سال، بار دیگر به یکی از مهمترین دغدغههای تیمها تبدیل شده است.
اگر بخواهیم حتی به گذشتههای دورتر برگردیم، یک دیدگاه نسبتاً جنجالی وجود دارد که میگوید تیم افسانهای برزیل ۱۹۷۰ تا حدی به این دلیل آنقدر درخشان ظاهر شد که گرمای شدید مکزیک توان بدنی حریفان را تحلیل میبرد و در نتیجه فضای بیشتری در اختیار پله و همتیمیهایش قرار میداد تا تواناییهای فنی خود را به نمایش بگذارند.
چهار سال بعد نیز، تیم ملی هلند در مسیر معرفی و محبوبسازی سبک «فوتبال همهجانبه» و پرس شدید، از شرایط آبوهوایی متفاوت بهره برد. باران و هوای خنک آلمان غربی به بازیکنان هلند کمک کرد تا این سبک پرتحرک و پرفشار را با موفقیت بیشتری اجرا کنند.
در واقع، شرایط آبوهوایی و محیطی همیشه بخشی جداییناپذیر از سرنوشت و روند مسابقات بزرگ بودهاند. گرما، سرما، باران، رطوبت و حتی ارتفاع از سطح دریا، بارها بر کیفیت بازیها، عملکرد تیمها و در نهایت بر تعیین قهرمان رقابتها تأثیر گذاشتهاند. به همین دلیل، شرایط جوی هرگز صرفاً یک عامل جانبی نبوده، بلکه همواره با مسیر یک تورنمنت بزرگ گره خورده است.
و به نظر میرسد این جام جهانی از نظر شرایط آبوهوایی حتی از بسیاری از دورههای گذشته نیز سختتر باشد. بر اساس تحلیل مؤسسه World Weather Attribution، پیشبینی میشود حدود یکچهارم مسابقات در شرایطی برگزار شوند که شاخص «دمای حباب مرطوب» به ۲۶ درجه یا بیشتر برسد؛ معیاری که متخصصان فیزیولوژی از آن بهعنوان مهمترین شاخص برای سنجش توانایی بدن در خنک کردن خود استفاده میکنند.
علاوه بر فشار بدنی ناشی از بازی در چنین شرایطی، بازیکنان باید با تعداد بیشتر مسابقات نیز کنار بیایند. افزایش تعداد بازیهای باشگاهی در اروپا و همچنین اضافه شدن مرحله یکشانزدهم نهایی در جام جهانی جدید به این معناست که یک تیم برای رسیدن به قهرمانی باید هشت مسابقه را با موفقیت پشت سر بگذارد، نه هفت بازی مانند گذشته.
ستارههای کلیدی مانند دکلان رایس احتمالاً در طول فصل از مرز ۴ هزار دقیقه بازی عبور خواهند کرد؛ آن هم در شرایطی که سنگینترین و خستهکنندهترین دقایق فصل درست در سختترین و گرمترین آبوهوا سپری میشود.
این اعداد و ارقام میتوانند نقشی تعیینکننده داشته باشند. برای مثال، آمادگی بدنی و توان انفجاری مهاجمان پاریسنژرمن ممکن است برتری قابل توجهی برای تیم ملی فرانسه ایجاد کند. در کنار فرانسه، اسپانیا نیز بهعنوان قهرمان اروپا یکی از مدعیان اصلی محسوب میشود، اما بخش زیادی از بازیکنان تیم قهرمان سال ۲۰۲۴ اکنون به باشگاههای بزرگتر رفتهاند و برنامه مسابقاتی بسیار فشردهتری را تجربه میکنند.
برای نمونه، مارتین زوبیمندی دیگر صرفاً بازیکن رئال سوسیداد نیست و شرایط حرفهای متفاوتی را پشت سر میگذارد. در نهایت، هر سیستم تاکتیکی مدرن تنها تا جایی کارآمد است که توانایی جسمانی و فنی بازیکنان اجازه دهد.
اگر شرایط فوتبال امروز باعث شده دیگر تقریباً امکانپذیر نباشد که یک مربی مانند آلف رمزی در جام جهانی ۱۹۶۶ یا کارلوس بیلاردو در جام جهانی ۱۹۸۶ یک سیستم ویژه را طراحی کند و برای مدت طولانی از دید رقبا پنهان نگه دارد، همچنان میتوان استدلال کرد که روند طولانی و تدریجی جام جهانی ۲۰۲۶ ایجاب میکند تیمها دستکم بخشی از ایدهها و غافلگیریهای تاکتیکی خود را برای مراحل پایانی حفظ کنند.
و دقیقاً همینجاست که سبک بازی یک تیم میتواند بیش از هر زمان دیگری به کمک آن بیاید و نقش نجاتبخش داشته باشد. بازی در بلوک دفاعی پایین یا متوسط میتواند به حفظ انرژی بازیکنان کمک کند. در مقابل، سبک بازی مبتنی بر مالکیت توپ، کارآمدترین روش برای مدیریت و مصرف بهینه انرژی است.
در این میان، اسپانیا که همین حالا هم قهرمان اروپا است، ممکن است در این زمینه مزیت قابل توجهی داشته باشد. تسلط عمیق آنها بر این سبک باعث شده یکی از معدود تیمهایی باشند که میتوانند بازی را با جریان مداوم و پیوسته پیش ببرند؛ کاری که هیچ تیمی به اندازه آنها در اجرای آن مهارت ندارد.
در غیر این صورت، همانطور که آنتونی بری نیز گفته بود:
«این تورنمنت، تورنمنت لحظهها خواهد بود.»
به این معنا که بسیاری از بازیهای کمریتم و گسسته، احتمالاً با چند لحظه درخشش ناگهانی تغییر سرنوشت خواهند داد. این شرایط میتواند یادآور جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا باشد؛ بهویژه اگر این لحظات به گلهای درخشان بازیکنانی در سطح مدرنِ گئورگه هاجی یا روبرتو باجو تبدیل شوند.
شرایط مسابقات همچنین احتمالاً باعث میشود کیفیت فردی بازیکنان تأثیر بسیار بیشتری نسبت به حالت عادی داشته باشد؛ چرا که در نهایت این بازیکنان بزرگ هستند که تفاوتها را رقم میزنند.
شاید این نکته بدیهی به نظر برسد که برای قهرمانی در جام جهانی به ستارههای سطح جهانی نیاز است، اما همیشه در جام ملتهای اروپا چنین نبوده، حتی با وجود اینکه سطح کلی کیفیت در آن تورنمنت بالاتر است. تیمهایی مانند یونان و دانمارک نیز توانستهاند قهرمان شوند.
آیا جام جهانی ۲۰۲۶ غیرقابل پیشبینیتر از همیشه است؟
جام جهانی معمولاً چنین چیزی را کمتر اجازه میدهد، چون سطح رقابت و حد نصاب لازم برای موفقیت در آن بسیار بالاتر است و به نظر میرسد جام جهانی ۲۰۲۶ این سطح را حتی بیش از گذشته بالا ببرد.
با وجود توجه گستردهای که به بازیکنانی مانند لامین یامال، جمال موسیالا و مجموعه مهاجمان تیم ملی فرانسه جلب شده است، ممکن است یکی از مزیتهای مهم در این تورنمنت متعلق به کارلو آنچلوتی و تیم ملی برزیل باشد. او از جمله مربیانی است که به بهترین شکل ممکن میتواند استعدادهای بزرگ را در یک ساختار منسجم به کار بگیرد، و برزیل همچنان از نظر کیفیت فردی بازیکنان در سطح بسیار بالایی قرار دارد.
با این حال، یکی از پرسشهای مهم درباره این تیم، نبود یک مهاجم نوک گلزن و تمامکننده در سطح کلاس جهانی است. تنها تعداد کمی از تیمها چنین بازیکنی در اختیار دارند و انگلیس یکی از آنهاست.
این نکته شاید در نگاه اول بدیهی به نظر برسد، چون بازیکنانی که تیمشان تا مراحل پایانی پیش میرود فرصت بازیهای بیشتری برای گلزنی دارند، اما نکته جالب این است که در شش مورد از هفت دوره جام جهانی پس از گسترش فرمت در سال ۱۹۹۸، برنده کفش طلا حداقل تا مرحله نیمهنهایی مسابقات پیش رفته است.
البته راه دیگری هم برای خلق «لحظهها» وجود دارد، چون در واقع همینها هستند که سرنوشت بازیها را میسازند: ضربات شروع مجدد.
این فصل، این ضربات به یکی از موضوعات مهم تبدیل شدهاند، اما جالب اینجاست که این روند بیشتر در فوتبال انگلیس دیده شده و همین موضوع تا حدی قابل توجه است. توخل نیز از ابتدای فصل درباره اهمیت بهینهسازی و استفاده حداکثری از ضربات شروع مجدد صحبت کرده بود و این میتواند یک سلاح تاکتیکی مهم باشد.
با این حال، این ابزار ممکن است با تفاوت در نوع داوری تا حدی بیاثر شود. بهطور ساده، به نظر نمیرسد فیفا اجازه دهد نوع برخوردهای فیزیکی و درگیریهایی که در لیگ برتر دیده میشود در جام جهانی تکرار شود.
این فقط یکی دیگر از متغیرهای متعدد این تورنمنت است؛ جام جهانیای که در حال حاضر هیچ مسیر یا الگوی مشخص و قطعی برای موفقیت در آن وجود ندارد.
جمعبندی
در مجموع، این تحلیل نشان میدهد که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از هر دوره دیگری تحت تأثیر مجموعهای از عوامل پیچیده و متغیر قرار خواهد گرفت؛ از گرمای شدید و شرایط آبوهوایی گرفته تا فشردگی مسابقات، خستگی بازیکنان و افزایش تعداد بازیها. در چنین شرایطی، دیگر فقط داشتن یک تیم پرستاره یا یک سیستم تاکتیکی مشخص کافی نیست. موفقیت احتمالاً به ترکیبی از مدیریت انرژی، انعطاف تاکتیکی و توانایی استفاده از «لحظههای سرنوشتساز» بستگی خواهد داشت.
تیمهایی که بتوانند مالکیت توپ و کنترل ریتم بازی را حفظ کنند (مثل اسپانیا)، یا با ساختارهای منسجم و انعطافپذیر از استعدادهای فردی خود بهترین استفاده را ببرند (مثل برزیل یا فرانسه)، شانس بیشتری خواهند داشت. در کنار آن، تیمهایی مثل انگلیس که مهاجمان تمامکننده و توانایی استفاده از ضربات شروع مجدد را دارند نیز میتوانند در لحظات حساس تفاوت ایجاد کنند.
در نهایت، این تورنمنت بیش از آنکه درباره «بهترین تیم» بهصورت مطلق باشد، درباره تیمی است که بتواند در شرایط سخت، بیشترین سازگاری را داشته باشد و از کمترین فرصتها بیشترین بهره را ببرد. به همین دلیل، جام جهانی ۲۰۲۶ را میتوان یکی از غیرقابل پیشبینیترین و وابستهترین تورنمنتها به جزئیات در تاریخ فوتبال دانست.






