سلام به همراهان همیشگی ستون حواشی مجله بتفوروارد. امروز قراره بریم سراغ اتفاقات عجیب و غریب اردوگاه سرخپوشان پایتخت. تیمی که سالها به بردن و قهرمانی عادت کرده بود تو دو فصل اخیر روزهای آشفتهای رو پشت سر گذاشت و حتی از رسیدن به مسابقات سطح دوم آسیا هم جا موند. شکست ناباورانه تو پلیآف آسیایی مقابل چادرملو همون جرقهای بود که یک انقلاب بزرگ رو تو این باشگاه رقم زد. مدیریت با مصاحبه طوفانی اوسمار برزیلی رو کنار گذاشت و فرمان رو داد دست مهدی تارتار. حالا میخوایم بدون پیشداوری این تغییرات گسترده رو بررسی کنیم و ببینیم آیا این مسیر جدید و پرریسک میتونه تیم رو به روزهای اوج برگردونه یا نه.
تسویه حساب با ستارههای باتجربه
اولین و بزرگترین شوک تارتار به هواداران خط زدن اسم بازیکنهای بزرگ و باتجربه بود. وقتی لیست خروجیها منتشر شد خیلیها باورشون نمیشد که نامهای سنگینی مثل امید عالیشاه و سروش رفیعی و مرتضی پورعلیگنجی دیگه جایی تو تیم ندارن. بازیکنایی مثل میلاد سرلک و میلاد محمدی هم رفتنی شدن تا پروژه جوانگرایی و تغییر نسل رسما کلید بخوره. تارتار به مدیریت قول داده که یک تیم کاملا جدید بسازه. البته یک ترس بزرگ هم بین هوادارا وجود داره که اگه خود تارتار وسط راه موندنی نباشه تکلیف اون همه ستاره باتجربهای که به همین راحتی از پرسپولیس رفتن چی میشه.
تصاویری که از تمرینات پیشفصل تو ترکیه منتشر شد هم دقیقا همین پیام رو مخابره میکرد. عکسهای عجیبی که چهره بازیکنها رو پنهان کرده بود و فقط روی حرکت و کار گروهی تمرکز داشت. انگار سرمربی جدید میخواد به همه ثابت کنه تو این فصل هیچکس بزرگتر از خود تیم نیست و قرار نیست یک ستاره ناجی باشگاه باشه. حالا بازیکنانی مثل اورونوف و علیپور در کنار چهرههای تازهنفس باید هویتی رو بسازن که متکی به اسم افراد نباشه.
تغییر فلسفه از بازی زیبا به عملگرایی
آوردن تارتار روی نیمکت اصلا کار راحتی برای مدیریت نبود. تو روزهای اول نظرسنجیها نشون میداد که بالای هشتاد درصد هواداران مخالف حضور او هستن. خیلیها این روزها رو با دوران شروع برانکو مقایسه میکنن اما یک تفاوت بزرگ وجود داره. تیمهای برانکو روی مالکیت توپ و بازی هجومی تمرکز داشتن اما تارتار تو هجده سال مربیگریش نشون داده که یک مربی کاملا عملگراست. تیمهای او بر پایه دوندگی بیامان و ساختار دفاعی منسجم شکل میگیرن.
شاید در تفکرات سرمربی جدید خبری از اون فوتبال چشمنواز همیشگی نباشه اما هدف اصلی او فقط گرفتن نتیجه است. با این حال خریدهای جدید و شکل گرفتن ترکیب باعث شده تا اون گارد اولیه هواداران کمی شکسته بشه. تیم تو این فصل ستارههای جوانی رو کنار هم قرار داده تا ترکیب دوندگی و انسجام رو تو زمین پیاده کنه. اما سوال اینجاست که آیا هوادارانی که همیشه انتظار بازی هجومی دارن میتونن با این سبک دفاعی و درگیرانه کنار بیان.
چالش حفظ ریتم تا اردیبهشت ماه
اما داستان این تغییرات یک چالش پنهان هم داره. بررسی کارنامه این مربی تو تیمهای قبلی نشون میده که تیمهای او معمولا تو مقاطعی از فصل دچار افت میشن و ریتم برندهشون رو از دست میدن. تو تیمی که هوادارانش انتظار دارن از گرمای تابستون تا روزهای آخر اردیبهشت همیشه تو کورس قهرمانی باشن افت تو میانه راه میتونه به قیمت از دست رفتن جام تموم بشه.
بزرگترین آزمون مهدی تارتار تو این فصل ساختن تیم جدید نیست بلکه زنده نگه داشتن انگیزه و توان بدنی بازیکنا تا آخرین هفته مسابقاته. باید دید آیا این تیم دگرگون شده میتونه فشار وحشتناک انتظارات رو تحمل کنه و دوباره خودش رو به عنوان مدعی اول معرفی کنه یا اینکه این تغییر نسل بزرگ به زمان بیشتری برای نتیجه دادن نیاز داره.
تا بررسی یک پرونده داغ دیگه مراقب خودتون باشید…





