رفقا، اگه کسی بعد از سوت پایان بازی خیبر و استقلال وارد ورزشگاه میشد، فکر میکرد اینجا مرکز فیلمبرداری «فایت کلاب ۲» بوده!، بعد سوت پایان بازی یه فیلم یا بهتر بگم تئاتر کمدی اکشن بود تو زمین چمن خرمآباد، با بازیگران اصلی: ریکاردو ساپینتو در نقش شاکی ابدی با جیغ بنفش و سیدمهدی رحمتی در نقش مجری قانون و البته، رقیب شدیداً عصبانی!
اپیزود اول:
نبرد تایتانها: تقابل رحمتی و ریکاردو
ماجرا از اونجا شروع شد که تیم پرانگیزه خیبر، میزبان استقلالیها بود. خب، بازی پر بود از خطا، برخورد لحظههای نفسگیر! اونقدر که داور مجبور شد چندین بار بره سراغ VAR و حسابی چشمهاشو ریز کنه و صحنهها رو با دقت میکروسکوپی بررسی کنه! البته اینم بگیم که علیرضا فغانی عزیز، اون ستاره بینالمللی داوری ما که الان تو استرالیا داره سوت میزنه، بعد از بازی و بررسی صحنههای حساس اومد و رسماً اعلام کرد که: آقایون داداشام! داور و کمکهاش همه صحنه های مهم رو درست تصمیم گرفتن، اصلاً ایرادی نبوده، خیالتون تخت! حالا ما میگیم شاید حرفهای فغانی آبی باشه رو آتیش که موضوع تا مدتها کش پیدا نکنه!
حالا رفقا بریم ببینیم دعوا از کجا شروع شد!
سوت پایان که به صدا دراومد، ماجرا از یه فوتبال معمولی تبدیل شد به یه فیلم سینمایی! ساپینتو که از اول بازی هم کلاً حس میکرد دارن در حقش ظلم میکنن، بعد سوت پایان بازی مثل فنر از جاش پرید و با سرعت نور رفت وسط زمین (البته دوستای فیزیکدان ما در دانشگاه کمبریج محاسبه کردن و گفتن حرکت ساپینتو به سمت وسط زمین با سرعت نور نبوده تقریبا با سرعت صوت بود). خب بگذریم پرید و رفت کنار داورا!
شروع کرد به اعتراض، با اون زبان بدن معروف پرتغالیش! هی اشاره میکرد، هی فریاد میزد خلاصه کلاً حال داور رو گرفت!
حالا مهدی رحمتی، سرمربی خیبر، داشت میرفت سمت هوادارا تا یه تشکر ویژه بکنه، که یکدفعه دید واویلا! ساپینتو داره وسط زمین همه چیو به هم میریزه! خب، معلومه که رحمتی از این حرکت ناراحت شد و مسیرش رو عوض کرد و مثه یه تانک، رفت سمت ساپینتو! حالا فرض کنید دو تا سرمربی در اوج عصبانیت با هم سر شاخ شدن!
بگو مگو شروع شد، از اون سبک دعواها که اگه صداش رو میشنیدیم، احتمالاً برای سانسورچیها یه کابوس ابدی میشد! چون کلش رو باید بوق میذاشتن! بعدش دور و بریها اومدن و هرچی تلاش کردن، فایده نداشت که نداشت! بیژن طاهری، سرپرست استقلال، سعی کرد رحمتی رو بکشه یه طرف، ولی رحمتی هم با سرپرست استقلال شروع کرد به جر و بحث! انگار نه انگار!
اپیزود دوم:
دعوت به ادامه درگیری، دم در ورزشگاه!
و اما کمدیترین صحنه ماجرا که به نظرم باید اسکار بگیره! این بود که یکی از دستیارای ساپینتو که کاش میدونستیم واقعا اون لحظه تو ذهنش چی میگذشت! با اشاره دست، به یکی از اعضای کادر فنی خیبر گفت اینجا نمیشه بیا بیرون تا دعوا رو اونجا ادامه بدیم! یعنی این بشر رسماً پیشنهاد یه قرار دعوا رو داد، اونم بیرون زمین یا پشت درای ورزشگاه!
آقا، این حرکت دیگه تیر خلاص بود! عباس آقایی دستیار رحمتی از عصبانیت قرمز شد و بقیه اعضای کادر دو تیم هم مثل دومینو ریختن وسط! دیگه فقط ساپینتو و رحمتی نبودن، یه جنگ تمامعیار گروهی بود! انگار همه قرار بود عقدههاشون از اول فصل رو سر هم خالی کنن!
در نهایت، با دخالت نیروی انتظامی، دو طرف مثل دو تا بچه شیطون که معلم از هم جداشون کرده، از هم دور شدن!
رحمتی و تیمش رفتن سمت تماشاگرای خودشون، و ساپینتو هم توسط روزبه چشمی کاپیتان استقلال که نقش مادر مقتدر رو بازی کرد! کشونده شد سمت رختکن! یعنی کاپیتان اومد و احتمالا دم گوش ساپینتو گفت: “ریکاردو! داداش بسه! برو تو رختکن بعدش بساطی داریم با کمیته انضباطی!
ولی فکر میکنم این قصه هنوز سر دراز داره و با ورود نقش بعدی یعنی کمیته انضباطی وارد لایههای تاریکی هم احتمالا بشه!
خلاصه رفقا ماجراهای خرمآباد، درس بزرگی به ما داد فهمیدیم که فوتبال ایران یه چیزی بیشتر از ۹۰ دقیقهست تقریبا میشه گفت دو تا ۹۰ دقیقه! تازه بازی اصلی و بخش جذاب ماجرا تو ۹۰ دقیقه دوم بعد از سوت پایان شروع میشه…
تا اپیزود بعدی لبخند یادتون نره…





