استادیوم‌های خالی و سفیدشویان

استادیوم‌های خالی و سفیدشویان استبداد

تاجِ پهلوانی یا طوقِ بندگی؟

رفقا همیشه توی این ستون عادت داشتیم از حواشیِ بامزه‌ دنیای ورزش بگیم، اما این روزا، حالِ دنیا و حالِ ما اصلاً عادی نیست. وقتی وسطِ یه دورانِ تاریخی تاریخی هستیم که فرزندانِ جانِ این وطن از هر سن و قشری برای آزادی ایران جاویدنام می‌شن و دارن هزینه‌ این مسیر رو می‌دن، دیگه واژه‌ای برای قدردانی از این مردم و کلمه‌ای برای توصیفِ جنایت‌های این رژیم پیدا نمی‌کنیم. امروز نمی‌خوایم از حواشیِ تکراری بگیم، امروز می‌خوایم از حاشیه‌ زمینِ ورزش بگیم که بوی خون و غیرت می‌ده.می‌خوایم تفاوتِ بینِ دو تا انتخاب رو بگیم، اونایی که نون رو زدن توی خونِ مردم و سرِ سفره‌ قدرت نشستن و اون پهلوونایی که شرفشون رو با هیچ قراردادی طاق نزدن و تمام‌قد پشتِ مردمشون وایسادن.
توی تقویمِ خون‌بار این روزای ایران، مرزها دیگه جابه‌جا شده. دیگه نه گل زدن افتخاره و نه مدال آوردن نشونه‌ قهرمانی. این روزا، عیارِ آدما رو نه با جام‌های فلزی، که با یه سنگِ محک به اسم «شرف» اندازه می‌گیرن.در حالی که سنگ‌فرشِ خیابونای ایران با خونِ زیباترین فرزندانِ این سرزمین گلگون شده، یه سری از ورزشکارای ما راهی رو انتخاب کردن که بدجوری بوی تعفنِ خیانت و خون می‌ده.

اپیزود اول:

ایستادگی کنارِ مردم؛ وقتی زمینِ بازی، لجن‌زارِ قدرت شد

رفقا تاریخِ ورزش ایران همیشه به پهلووناش نازیده؛ اما پهلوونی به بازو نیست، به اینه که بتونی کنار مردم وایسی. توی این مدت، ما تولدِ یه نسل جدید از قهرمان‌ها رو دیدیم.

استادیوم‌های خالی و سفیدشویان

استادیوم‌های خالی و سفیدشویان

دخترا و پسرایی از ورزش‌های مختلف که قیدِ پیرهن تیم ملی رو زدن که دیگه واقعاً نمیشه بهش گفت تیم ملی، قشنگ شده «تیم حکومتی». اونا می‌دونستن که این انصراف یعنی تهِ خط، یعنی ممنوع‌الخروجی، یعنی زندان و بازجویی، اما نخواستن نردبون بشن برای حکومتی که تا خِرخِره توی خونه.
مردم ایران هیچ‌وقت اسم اونایی که وسطِ میدون، وقتی دوربین‌های کل دنیا روشون بود، فریادِ ملت شدند رو یادشون نمی‌ره.
یا کنارِ مردم، یا زیرِ پایِ ضحاک؛ اینجا وسط‌بازی آفسایده!
اما کنار این همه شکوه، یه پدیده‌ حال‌به‌هم‌زن هم داریم به اسم «وسط‌بازی». آدمایی که می‌خوان هم خرمایِ قراردادهای میلیاردی رو داشته باشن و هم کلاسِ مردمی بودن بذارن.

 

باید رُک و پوست‌کنده بگیم: وقتی جنایت علیه بشریت اتفاق افتاده، وقتی بحث نسل‌کشیه، دیگه چیزی به اسم «بی‌طرفی» و «وسط‌بازی» نداریم.

اپیزود دوم:

قراردادهای خونی، شما هم‌دستِ جلادید

یه حرفی هم دارم واسه اون ورزشکارا و بازیکنای فوتبال که هنوز نگرانِ رقمِ قرارداد و آپشن‌های آخرِ فصلشون هستن و نه بی‌طرف که بلکه دارن تو زمین حکومت بازی می‌کنن و با حکومت فاسد جنایتکار همراهی می‌کنن، آهای شمایی که نگرانید چک‌هاتون پاس نشه، می‌دونید چقد نفرت‌انگیزید. می‌دونید با هر باری که توی زمین‌های خالی از تماشاگر تو شرایط الان ایران می‌دوید، چه باری رو از روی دوشِ دستگاه پروپاگاندای این رژیم برمی‌دارید؟ شما با شرکت توی این نمایش‌های فرمایشی، دارید قشنگ واسه حکومت «خون‌شویی» می‌کنید رژیمی که حتی جرأت نداره درِ استادیوم‌ها رو باز کنه چون از مردم می‌ترسه، چون می‌دونه اگه اون جمعیتِ خشمگین و داغدار از روی سکوها بیاد توی خیابون و مردم کوچه و خیابون هم بهشون ملحق بشن، اون رهبرِ متوهم که توی سوراخِ موش پنهان شده، به سقوط نزدیک و نزدیک‌تر می‌شه.

بازیکنان و سفیدشویی

بازیکنان و سفیدشویی

یه عده از بازیکنا هم نهایت حمایتشون از مردم شده شادی نکردن بعد از گل، وقتی می‌رید توی زمین و طبق دستور فدراسیونی فرمایشی بازی می‌کنید، در واقع دارید همون چیزی که حکومت می خواد انجام می‌دید یعنی عادی‌سازی می کنید و این بزرگترین دروغیه که می‌شه به خونِ جاویدنامان گفت.

چطوری می‌تونید عادی رفتار کنید وقتی یه عده از ورزشکارای رشته‌های مختلف، از فوتبال و بسکتبال گرفته تا بدنسازی و .. یا به دست این رژیم جنایتکار کشته شدن یا دارن با طنابِ دار دست و پنجه نرم می‌کنن؟ فرقِ شما که ساکتید با اون ماموری که ماشه رو سمتِ قلبِ یه جوون می‌چکونه چیه؟ اون جون رو می‌گیره و شما با «عادی‌سازی» فضا رو برای جنایتِ بعدی آماده می‌کنید. خاک بر سرِ اون شهرتی که با خونِ هم‌وطن آبیاری بشه.

 

شما حتی جرأت ندارید یه استوری ساده بذارید و از مردم حمایت کنید یا اسم ورزشکارای جاویدنام رو بیارید. شما نه فقط به مردم، که به حرمتِ ورزش هم خیانت کردید. یه نگاه به بعضی از پیشکسوتا و بزرگایی بندازید که تمامِ هستی و اعتبارشون رو کفِ دست گذاشتن و کنار مردم ایستادن. شما حتی لایقِ بستنِ بندِ کفشِ اونا هم نیستید.

اونا ورزشکارِ مردمی رو معنی کردن و شما شدید نمادِ «ورزشکارِ حکومتی» و «مزدورِ ورزشی».

سخن آخر: فردای آزادی و آینه‌های بی‌رحم

این حکومتِ جنایتکار، مثل یه کشتیِ شکسته‌ست که داره غرق می‌شه. شک نکنید که این دریای خون، همه‌ی شما رو هم غرق می‌کنه. فردای آزادی هیچ بهونه‌ای قبول نیست. اون روز، قراردادهای میلیاردی‌تون می‌شه یه مشت کاغذپاره و چیزی که باقی می‌مونه، نگاه‌های سنگینِ مردمیه که عزیزانشون رو از دست دادن.
چطور می‌تونید اون روز توی چشمِ این مردم نگاه کنید. شما انتخابتون رو کردید، شما وایسادن سمتِ تاریکِ تاریخ رو به وایسادن کنارِ روشنایی ترجیح دادید. ورزشکارِ واقعی اونایی‌ان که با مردم ایستادن نه شما که برای بقای یه قاتل، شدید آلتِ دستِ فدراسیون‌های فرمایشی.

اسم شما با کلمه‌ «ننگ» گره خورده و این لکه با هیچ آبی پاک نمی‌شه.

تا اپیزود بعدی به امید آزادی…

۵/۵ - (۱ امتیاز)

دیدگاه خود را بنویسید