اپیزود اول:
شکمگردی با طعم تناقض؛ وقتی «لوا» رژیم رو دور زد!
رفقا امروز دست گذاشتیم روی پروندهای که احتمالاً بعد از خوندنش، یا اشتهاتون کور میشه یا کلاً به سیستم گوارشی خودتون شک میکنید. قهرمان قصه ما کسی نیست جز … روبرت لواندوفسکی! که توی زمین فوتبال مثل ماشین گلزنی عمل میکنه و توی آشپزخانه، احتمالاً با خطکش و ترازوی زرگری بالای سر قابلمههاس!
تازگیها رفیقِمون لوا تو یک برنامه اینترنتی نشسته و از سیر تا پیاز زندگیش رو گفته؛ از اینکه دختر بزرگش چقدر احساساتیه و دختر کوچکش چقدر رها و بیخیال (احتمالا شبیه دوران اوجِ رونالدینیو!). اما بخش جذاب و کمرشکن ماجرا جایی بود که بحث تغذیه و شکم رسید. اینجا بود که لوا چنان لایی سنگینی به منطق و ریاضیات زد که هانسی فلیک هم نمیتونست جمعش کنه!
پیتزا میوهست، فستفود نیست!
ماجرا از این قراره که داداشمون لوا با یه قیافهی حقبهجانب میگه: «من اصلاً و ابداً لب به فستفود نمیزنم، اصلاً حالم ازش به هم میخوره!» و درست دو دقیقه بعد، طوری که انگار داره درباره خوردن کاهو یا کرفس صحبت میکنه، میگه: «البته گاهی پیتزا میخورم یا سفارش میدم!»
روبرت جان، برادر من، اسطوره لهستانی! مگه پیتزا جز دسته سبزیجات یا غلاتِ ارگانیکِ کوههای آلپه؟ پیتزا لیدرِ فستفودهای جهانه! یعنی شما اگه در فرهنگ لغت جلوی کلمه فستفود رو نگاه کنی، عکس یه پیتزای پپرونی داره بهت چشمک میزنه. اما ظاهراً در منطقِ لواندوفسکی، پیتزا احتمالاً یه نوع «نونِ غنی شده با پنیر و مخلفاتِ سالم» هست که از آسمان نازل شده و هیچ ربطی به اون ساندویچهای خوشمزه و برگرهای چرب و چیلی نداره.
احتمالاً لوا وقتی پیتزا سفارش میده، به پیک موتوری میگه: «داداش فقط یادت باشه این فستفود نباشه ها، این رو به عنوانِ میانوعدهی ورزشی برام بیار!»
اپیزود دوم:
شبی که معده لوا استادیوم نیوکمپ شد!
رفقا حالا برسیم به بخش دراماتیک مصاحبه جایی که لوا از تجربه تلخ فستفود خوردنش میگه. تعریف میکنه که یک بار فستفود خورده و چنان حالش بد شده که تا صبح نخوابیده.
تصورش رو بکنید، مهاجمی که جلوی خشنترین مدافعان دنیا خم به ابرو نمیاره، با یک عدد همبرگر چنان ضربه فنی شده که شب رو به آسمون فقط ستارهها رو میشمرده! لوا میگه: «از همون موقع حتی به خوردنش فکر هم نمیکنم.»
رفیق، ما متوجهیم که بدن تو معبدِ توئه، اما این حجم از تنفر از فستفود و در عین حال «اوکی بودن با پیتزا» دقیقاً مثل اینه که بگی: «من اصلاً اهل دود و دم نیستم، فقط گاهی قلیون دوسیب میکشم چون بوی میوه میده!» خب برادر من، هر دوش یکیه، فقط تیپِ پیتزا کمی مجلسیتره.
تربیتِ لواندوفسکیوار؛ از زمین تا آشپزخانه
لوا در این مصاحبه نشون داد که نه تنها روی معده خودش، که روی تربیت دختراش هم خیلی حساسه. او میگه کیفیت زندگی براش حرف اول رو میزنه. احتمالاً تو خونه لواندوفسکی، اگه دخترها هوسِ سیبزمینی سرخکرده کنن، روبرت با یک جزوه ۳۰۰ صفحهای دربارهی مضرات روغنِ زیاد وارد اتاق میشه و براشون کنفرانس میده تا طفلکیها کلاً با همون حالت گرسنگی خوابشون ببره!
اما از حق نگذریم لوا فوتبالیست خفنیه و اینکه یک بازیکن در این سن و سال هنوز در اوجه، شاید مدیون همین سختگیریهای عجیب و غریبه. حتی اگه منطقش این باشه که پیتزا جز دسته غذاهای خانگی و سنتی محسوب میشه! شاید هم پیتزاهای بارسلون فرق داره و توش به جای کالباس و پنیر، پودر پروتئین و عصاره جلبک میریزن که لوا اینقدر با اطمینان اونا رو از لیست سیاهش خط زده.
لوای عزیز، با اینکه پیتزا سردمدار غذاهای فست فودیه ولی به حرمت گلهای خفنی که میزنی و لحظههای قشنگی که برای هوادارای فوتبال میسازی، این یه بار رو هم نادیده میگیریم و پیتزا رو در دسته «غذاهای رژیمی» قرار میدیم.
فقط یه خواهش، دفعه بعد که خواستی پیتزا بخوری، یه عکس هم ازش بگیر بذار اینستاگرام که ما هم ببینیم پیتزای «غیر فستفودی» چه شکلیه! شاید ما هم تونستیم سر خودمون رو کلاه بذاریم و با خیال راحت پپرونی بزنیم.
فقط خواستم بگم لوای عزیز بارسلونا به گلهای تو نیاز داره، حالا چه با پیتزا، چه با سالاد سزار، فقط لطفاً جوری بخور که صبح بتونی تمرین کنی و فلیک رو سکته ندی!
تا اپیزود بعدی لبخند یادتون نره…





